منظومه ایرانیان منظومه ایرانیان

کودک آینده به چه مهارت‌هایی نیاز دارد؟ ۸ مهارتی که نباید به هوش مصنوعی واگذار کنیم

کودک آینده به چه مهارت‌هایی نیاز دارد؟ ۸ مهارتی که نباید به هوش مصنوعی واگذار کنیم

اگر از والدین یک نسل قبل می‌پرسیدیم کودک برای آینده چه چیزهایی باید یاد بگیرد، احتمالاً پاسخ‌هایی مانند زبان انگلیسی، کامپیوتر، ریاضی و شاید برنامه‌نویسی می‌شنیدیم. امروز پاسخ پیچیده‌تر شده است. هوش مصنوعی می‌تواند ترجمه کند، برنامه بنویسد، یک گزارش را خلاصه کند، تصویر طراحی کند و حتی برای حل مسئله پیشنهاد ارائه دهد. بنابراین بعضی مهارت‌هایی که تا چند سال قبل مزیت محسوب می‌شدند، ممکن است به‌تنهایی برای آینده کافی نباشند.

گزارش Future of Jobs 2025 مجمع جهانی اقتصاد که بر نظرات بیش از هزار کارفرمای بزرگ در ۵۵ اقتصاد استوار است، برآورد می‌کند حدود ۳۹ درصد مهارت‌های مورد نیاز مشاغل تا سال ۲۰۳۰ تغییر خواهند کرد. مهارت‌های AI و داده در میان سریع‌ترین حوزه‌های رو به رشد هستند، اما جالب است که در همان گزارش، تفکر تحلیلی همچنان مهم‌ترین مهارت اصلی شناخته شده و خلاقیت، انعطاف‌پذیری، کنجکاوی، یادگیری مستمر، سواد فناوری و مهارت‌های اجتماعی نیز جایگاه بالایی دارند.

البته این گزارش درباره بازار کار است، نه برنامه درسی کودکان، و نباید آن را مستقیماً به یک کودک هفت‌ساله تبدیل به «نسخه شغلی» کرد. پیام مهم‌تر این است که آینده احتمالاً متعلق به کسانی نیست که فقط استفاده از چند ابزار را بلدند، بلکه به افرادی نیاز دارد که می‌توانند فکر کنند، یاد بگیرند، سازگار شوند، با دیگران کار کنند و فناوری را آگاهانه به خدمت بگیرند.

مهارت اول: تفکر نقادانه؛ «از کجا معلوم درست باشد؟»

در عصر هوش مصنوعی، شاید یکی از مهم‌ترین جملاتی که کودک باید یاد بگیرد این باشد: «از کجا معلوم؟»

تا چند سال پیش کودک بیشتر باید تشخیص می‌داد کدام سایت اینترنتی معتبر است. حالا با ابزارهایی روبه‌رو است که می‌توانند پاسخی بسیار روان، منظم و قانع‌کننده تولید کنند و در عین حال بخشی از پاسخ اشتباه باشد. به همین دلیل توانایی ارزیابی اطلاعات از خود دسترسی به اطلاعات مهم‌تر شده است.

تفکر نقادانه یعنی کودک یاد بگیرد هر پاسخ را فوراً قبول نکند، دلیل بخواهد، منبع را بررسی کند، بین واقعیت و نظر تفاوت بگذارد، دیدگاه مخالف را ببیند و اگر شواهد جدیدی پیدا کرد نظر خودش را تغییر دهد. چارچوب شایستگی AI یونسکو نیز بر قضاوت نقادانه درباره خروجی‌ها و راه‌حل‌های هوش مصنوعی تأکید دارد و دانش‌آموز را صرفاً مصرف‌کننده AI نمی‌بیند.

برای تمرین این مهارت، لازم نیست فعالیت پیچیده‌ای انجام دهید. یک پاسخ AI را با فرزندتان بخوانید و فقط بپرسید: «کدام سه جمله این متن نیاز به بررسی دارند؟» سپس یکی از آنها را با کتاب، سایت معتبر یا منبع دیگری مقایسه کنید. کودک کم‌کم یاد می‌گیرد پاسخ گرفتن پایان کار نیست؛ آغاز ارزیابی است.

در مقاله قبلی باهوشک درباره «آیا هوش مصنوعی مغز بچه‌ها را تنبل می‌کند؟» نیز گفتیم مشکل اصلی زمانی شروع می‌شود که کودک قبل از فکرکردن، قضاوت و بررسی، همه این مراحل را به AI واگذار کند.

مهارت دوم: حل مسئله و تفکر الگوریتمی؛ مسئله را بشکن، بعد حلش کن

AI ممکن است جواب بسیاری از مسائل را بدهد، اما یکی از ارزشمندترین توانایی‌های انسانی هنوز این است که بفهمیم مسئله واقعی چیست و چگونه باید آن را به بخش‌های قابل حل تقسیم کنیم.

تفکر الگوریتمی فقط برای برنامه‌نویسی نیست. وقتی کودک برای انجام یک پروژه مدرسه ابتدا مراحل کار را مشخص می‌کند، یک دستور آشپزی را مرحله‌بندی می‌کند، برای رسیدن به هدف چند مسیر را مقایسه می‌کند یا از خودش می‌پرسد «اگر این اتفاق افتاد، بعد چه کنم؟»، در حال تمرین نوعی تفکر الگوریتمی است.

مثلاً به‌جای اینکه بگوییم «اتاقت را مرتب کن»، می‌توانیم از کودک بخواهیم خودش یک الگوریتم برای مرتب‌کردن اتاق طراحی کند: اول لباس‌ها، بعد کتاب‌ها، بعد اسباب‌بازی‌ها؛ اگر وسیله‌ای جای مشخصی نداشت چه کند؟ اگر زمان کم بود کدام کار اولویت دارد؟ این فعالیت ساده، تجزیه مسئله، ترتیب مراحل، شرط و تصمیم‌گیری را تمرین می‌دهد.

این همان مهارتی است که در مقاله «آموزش هوش مصنوعی به کودکان؛ از چه سنی شروع کنیم؟» درباره آن صحبت کردیم. کودکانی که می‌توانند مسئله را مرحله‌به‌مرحله تعریف کنند، معمولاً هنگام استفاده از AI نیز سؤال‌های دقیق‌تری می‌پرسند و بهتر می‌توانند خروجی آن را ارزیابی کنند.

مهارت سوم: خلاقیت؛ قبل از اینکه AI ایده بدهد، تو یک ایده داشته باش

هوش مصنوعی در ایده‌دادن بسیار سریع است. کافی است بنویسیم «۲۰ ایده برای پروژه علوم بده» و چند ثانیه بعد فهرستی آماده داریم. همین قابلیت فوق‌العاده، یک خطر کوچک هم دارد: کودک ممکن است کم‌کم عادت کند قبل از اینکه ذهن خودش شروع به جست‌وجو کند، ایده‌های ماشین را ببیند.

خلاقیت فقط تولید نقاشی یا داستان نیست. خلاقیت یعنی دیدن ارتباط‌های جدید، پیدا کردن راه متفاوت، ترکیب دو ایده و پرسیدن «آیا می‌شود جور دیگری انجامش داد؟». گزارش آینده مشاغل نیز تفکر خلاق را جزو مهارت‌هایی می‌داند که تا ۲۰۳۰ اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد.

یک قانون ساده خانوادگی می‌تواند این توانایی را حفظ کند: سه ایده از تو، سه ایده از AI. اگر کودک پروژه‌ای دارد، ابتدا سه پیشنهاد خودش را روی کاغذ بنویسد. بعد سه پیشنهاد متفاوت از AI بگیرد و در نهایت از ترکیب یا نقد آنها یک ایده تازه بسازد. در این حالت هوش مصنوعی به جای شروع‌کننده فکر، تبدیل به شریک مرحله دوم خلاقیت می‌شود.

حتی می‌توانید گاهی از AI بخواهید ایده کودک را نقد کند، نه اینکه ایده جدید تولید کند. این تفاوت کوچک باعث می‌شود مالکیت فکری کار همچنان متعلق به کودک باشد.

مهارت چهارم: کنجکاوی و توانایی یادگیری مستقل

کودکی که امروز دبستانی است احتمالاً در دوران کاری خود چند بار مجبور خواهد شد مهارت‌های جدید یاد بگیرد. بعضی ابزارهایی که امروز بسیار مهم‌اند شاید ده سال دیگر وجود نداشته باشند و مشاغلی ایجاد شوند که اکنون هنوز نام مشخصی ندارند. بنابراین شاید یکی از پایدارترین مهارت‌های آینده توانایی یادگرفتن چیزهای تازه باشد.

مجمع جهانی اقتصاد «کنجکاوی و یادگیری مادام‌العمر» را از مهارت‌هایی می‌داند که اهمیت آنها در سال‌های آینده افزایش خواهد یافت. جالب اینکه در مشورت‌های سال ۲۰۲۶ یونیسف با کودکان درباره آینده AI نیز خود کودکان بر اهمیت مهارت‌های قابل انتقال و نگرانی از وابستگی بیش از حد به فناوری تأکید کرده‌اند.

کنجکاوی با کلاس اضافی ایجاد نمی‌شود؛ گاهی برعکس، برنامه بیش از حد فشرده فرصت آن را از بین می‌برد. کودک باید زمانی داشته باشد که سؤال خودش را دنبال کند. اگر پرسید «چرا آسمان شب سیاه است؟»، لازم نیست فوراً جواب را بدهیم یا آن را از AI بپرسیم. بهتر است ابتدا بگوییم: «خودت چه حدسی می‌زنی؟ چطور می‌توانیم بفهمیم؟»

هدف این است که کودک به‌جای تبدیل‌شدن به مصرف‌کننده پاسخ، به جست‌وجوگر سؤال تبدیل شود.

مهارت پنجم: سازگاری، انعطاف‌پذیری و پشتکار

آینده احتمالاً فقط سریع‌تر نمی‌شود؛ قابل پیش‌بینی‌بودن آن نیز کمتر می‌شود. ابزارها تغییر می‌کنند، بعضی مشاغل دگرگون می‌شوند و افراد مجبور خواهند شد چند بار مسیر یادگیری یا حتی حرفه خود را تغییر دهند. به همین دلیل گزارش آینده مشاغل، تاب‌آوری، انعطاف‌پذیری و چابکی را دومین گروه از مهارت‌های اصلی مورد نیاز کارفرمایان در سال ۲۰۲۵ گزارش کرده است.

برای کودک، تاب‌آوری معنای بسیار ساده‌تری دارد: وقتی مسئله در اولین تلاش حل نشد، چه می‌کند؟ وقتی بازی را باخت، وقتی نقاشی‌اش خراب شد یا پروژه‌اش جواب نداد، آیا فوراً کنار می‌کشد یا راه دیگری امتحان می‌کند؟

اینجا نیز AI می‌تواند هم کمک کند و هم مزاحم باشد. اگر کودک با اولین دشواری فوراً پاسخ را از هوش مصنوعی بگیرد، فرصتی که می‌توانست برای تمرین پشتکار باشد حذف می‌شود. اما اگر پس از چند تلاش از AI فقط یک سرنخ بخواهد، فناوری می‌تواند به ادامه تلاش کمک کند.

شاید گاهی بهترین کاری که والد می‌تواند انجام دهد این باشد که فوراً مشکل را حل نکند و اجازه دهد کودک مدتی با مسئله درگیر بماند. توانایی تحمل «هنوز بلد نیستم» یکی از مهارت‌های مهم آینده است.

مهارت ششم: خودآگاهی و خودتنظیمی؛ من چگونه بهتر یاد می‌گیرم؟

در دنیایی که ابزارها دائماً توجه ما را می‌طلبند، فقط باهوش‌بودن کافی نیست. کودک باید به تدریج یاد بگیرد رفتار، توجه، هیجان و یادگیری خودش را مدیریت کند. آیا وقتی خسته است تصمیم‌های بدتری می‌گیرد؟ آیا با موسیقی بهتر درس می‌خواند یا بدون آن؟ چه زمانی نیاز به استراحت دارد؟ چه چیزی باعث می‌شود حواسش پرت شود؟

گزارش آینده مشاغل، انگیزه و خودآگاهی را نیز در میان مهارت‌های مهم امروز قرار می‌دهد. این مهارت در کودکی از سؤال‌های کوچک آغاز می‌شود. بعد از امتحان به‌جای اینکه فقط بپرسیم «چند شدی؟»، می‌توانیم بپرسیم: «کدام روش مطالعه بیشتر کمکت کرد؟ کجا اشتباه کردی؟ دفعه بعد چه چیزی را تغییر می‌دهی؟»

این نوع فکرکردن درباره فکرکردن را فراشناخت می‌نامند. کودک به تدریج یاد می‌گیرد فقط منتظر معلم، والد یا AI نباشد و خودش روند یادگیری‌اش را تنظیم کند.

در عصر هوش مصنوعی این توانایی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا کودک باید تشخیص دهد چه زمانی AI کمکش می‌کند و چه زمانی دارد وابستگی ایجاد می‌کند.

مهارت هفتم: ارتباط، همکاری و همدلی

ممکن است AI بتواند یک ایمیل بسیار خوب بنویسد، جلسه را خلاصه کند یا حتی گفت‌وگوی تمرینی انجام دهد، اما زندگی اجتماعی انسان فقط تولید جمله درست نیست. فهمیدن احساس طرف مقابل، گوش‌دادن، مذاکره، همکاری، اعتمادسازی، تشخیص لحن و حل تعارض همچنان مهارت‌های عمیقاً انسانی‌اند.

در گزارش Future of Jobs، رهبری و نفوذ اجتماعی، همدلی و گوش‌دادن فعال در میان مهارت‌های اصلی قرار گرفته‌اند. این نکته برای والدین مهم است، زیرا آینده دیجیتال نباید ما را به این نتیجه برساند که هرچه کودک زمان بیشتری پشت کامپیوتر بگذراند، برای آینده آماده‌تر است.

بازی گروهی، ورزش تیمی، کار مشترک روی یک پروژه، بحث خانوادگی، خریدکردن، تعامل با افراد مسن‌تر و حتی حل اختلاف با خواهر، برادر یا دوست، همگی تمرین مهارت‌هایی هستند که هیچ دوره آنلاین کوتاهی جای آنها را نمی‌گیرد.

AI می‌تواند به کودک کمک کند برای یک گفت‌وگوی دشوار تمرین کند یا دیدگاه طرف مقابل را بهتر بفهمد، اما گفت‌وگوی واقعی را نباید به شبیه‌سازی گفت‌وگو محدود کرد.

مهارت هشتم: سواد فناوری و AI؛ نه ترس از هوش مصنوعی، نه اعتماد کورکورانه

بعد از تأکید بر مهارت‌های انسانی، اشتباه است که نتیجه بگیریم فناوری اهمیتی ندارد. اتفاقاً سواد فناوری، AI و داده جزو سریع‌ترین مهارت‌های در حال رشد است. گزارش آینده مشاغل، AI و داده‌های بزرگ را در صدر مهارت‌هایی قرار می‌دهد که تقاضا برای آنها سریع‌تر افزایش می‌یابد و سواد فناوری نیز جایگاه بالایی دارد.

اما سواد AI یعنی بیشتر از بلدبودن ChatGPT. کودک باید به مرور بفهمد AI از داده استفاده می‌کند، می‌تواند اشتباه کند، ممکن است سوگیری داشته باشد، اطلاعات شخصی نباید بی‌محابا در اختیار آن قرار گیرد و بعضی تصمیم‌ها نباید بدون نظارت انسان به ماشین سپرده شوند. یونسکو نیز در چارچوب شایستگی AI برای دانش‌آموزان بر نگاه انسان‌محور، اخلاق، فهم تکنیک‌ها و کاربردها و توانایی خلق مسئولانه با AI تأکید می‌کند.

بنابراین هدف ما نباید تربیت کودکی باشد که از AI می‌ترسد یا کودکی که هرچه AI گفت می‌پذیرد. هدف، کاربر آگاه و سازنده فناوری است؛ کسی که می‌داند چه زمانی از ابزار استفاده کند، چه چیزی را به آن نسپارد و چگونه نتیجه را بررسی کند.

آیا هنوز ریاضی، زبان و دانش پایه مهم‌اند؟

با دیدن قدرت AI ممکن است این سؤال ایجاد شود که وقتی ماشین می‌تواند محاسبه، ترجمه و جست‌وجو کند، چرا کودک باید همچنان ریاضی، زبان یا علوم را جدی یاد بگیرد؟

پاسخ این است که برای نقدکردن خروجی AI باید چیزی بدانیم. کودکی که هیچ دانش پایه‌ای درباره یک موضوع ندارد، چگونه تشخیص دهد پاسخ ماشین اشتباه است؟ چگونه سؤال خوب بپرسد یا بین دو جواب تصمیم بگیرد؟

هوش مصنوعی اهمیت دانش پایه را از بین نمی‌برد؛ نقش آن را تغییر می‌دهد. کودک قرار نیست تمام اطلاعات دنیا را حفظ کند، اما برای فکرکردن، استدلال‌کردن و ارزیابی اطلاعات به یک پایه دانشی نیاز دارد. حتی بهترین تفکر نقادانه بدون دانش کافی ممکن است به حدس تبدیل شود.

۸ مهارت آینده در یک نگاه

مهارت کودک باید بتواند... AI بهتر است چه نقشی داشته باشد؟
تفکر نقادانه اطلاعات را بررسی و سؤال کند ارائه دیدگاه و منبع برای مقایسه
حل مسئله و تفکر الگوریتمی مسئله را به مراحل کوچک‌تر تقسیم کند سرنخ بدهد، نه راه‌حل کامل
خلاقیت قبل از ابزار، ایده خودش را تولید کند گسترش و نقد ایده
کنجکاوی و یادگیری مستقل سؤال بسازد و مسیر یادگیری پیدا کند کمک به جست‌وجو و توضیح
انعطاف و پشتکار پس از شکست دوباره تلاش کند حمایت پس از تلاش اولیه
خودآگاهی و خودتنظیمی یادگیری و توجه خودش را مدیریت کند ارائه بازخورد و تمرین
ارتباط و همدلی گوش دهد، همکاری و مذاکره کند تمرین، نه جایگزین رابطه واقعی
سواد فناوری و AI AI را بفهمد و خروجی‌اش را ارزیابی کند خودِ ابزار یادگیری

چگونه این مهارت‌ها را در خانه تقویت کنیم؟

لازم نیست برای هر مهارت یک کلاس جدید پیدا کنیم. بسیاری از آنها در زندگی روزمره ساخته می‌شوند. وقتی کودک مشکلی دارد، قبل از ارائه راه‌حل از او بپرسیم «خودت چه راه‌هایی به ذهنت می‌رسد؟» وقتی ادعایی در اینترنت می‌بیند بپرسیم «چطور می‌شود فهمید درست است؟» وقتی پروژه‌ای شکست می‌خورد، قبل از اصلاح آن بپرسیم «فکر می‌کنی کدام قسمت کار نکرد؟»

می‌توانیم در استفاده از AI نیز چند عادت ساده ایجاد کنیم. کودک قبل از درخواست ایده، ابتدا ایده خودش را بنویسد؛ قبل از دیدن پاسخ، پیش‌بینی کند؛ بعد از گرفتن جواب، منبع آن را بررسی کند؛ و در پایان بتواند بدون نگاه‌کردن به صفحه توضیح دهد چه چیزی یاد گرفته است.

همان قانونی که در مقاله قبلی باهوشک مطرح کردیم همچنان کاربرد دارد: اول تو، بعد AI.

این قانون کوچک تقریباً همه هشت مهارت این مقاله را تقویت می‌کند، زیرا اجازه نمی‌دهد فناوری همیشه اولین مرحله فکرکردن باشد.

آیا باید فرزندمان را برای یک شغل خاص آماده کنیم؟

احتمالاً نه؛ دست‌کم نه از سنین پایین.

با سرعت فعلی تغییر فناوری، ممکن است بخشی از مشاغلی که کودک امروز درباره آنها می‌شنود تا زمان ورود او به بازار کار بسیار متفاوت شده باشند. حتی گزارش Future of Jobs 2025 تأکید می‌کند بخش قابل توجهی از مهارت‌های مورد نیاز نیروی کار در فاصله ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ تغییر خواهد کرد.

بنابراین برای یک کودک دبستانی شاید سؤال «چه شغلی برای آینده خوب است؟» زود باشد. سؤال‌های مفیدتر این هستند: فرزند من از حل چه نوع مسئله‌ای لذت می‌برد؟ به ساختن علاقه دارد یا تحلیل؟ از کار با آدم‌ها انرژی می‌گیرد یا از کشف الگوها؟ دوست دارد داستان بگوید، طراحی کند، آزمایش کند، سازمان‌دهی کند یا چیزی را تعمیر کند؟

این همان جایی است که شناخت استعداد و علاقه اهمیت پیدا می‌کند. آینده شغلی کودک فقط با فهرست «مشاغل پردرآمد آینده» ساخته نمی‌شود؛ از شناخت بهتر توانایی‌ها، علایق و شیوه یادگیری او آغاز می‌شود.

یک اشتباه مهم: کودک را برای رقابت با AI تربیت نکنیم

اگر سؤال ما این باشد که «چه چیزی یاد بگیرد که AI نتواند انجام دهد؟»، شاید دائماً مجبور شویم فهرست را تغییر دهیم، چون توانایی سیستم‌های هوش مصنوعی به‌سرعت در حال گسترش است.

سؤال بهتر این است: «کودک چگونه یاد بگیرد با وجود AI همچنان صاحب فکر، تصمیم و یادگیری خودش باشد؟»

قرار نیست انسان در سرعت تولید متن، محاسبه یا جست‌وجوی حجم عظیم اطلاعات با ماشین مسابقه دهد. ارزش کودک آینده در توانایی ترکیب دانش، قضاوت، هدف، خلاقیت، اخلاق و ارتباط انسانی با قدرت فناوری خواهد بود.

گزارش مجمع جهانی اقتصاد نیز دقیقاً به ترکیب این دو دسته اشاره می‌کند: از یک طرف AI، داده و سواد فناوری سریع‌تر رشد می‌کنند و از طرف دیگر مهارت‌های انسانی مانند تفکر تحلیلی، خلاقیت، انعطاف و همکاری همچنان حیاتی‌اند.

یک سؤال ساده برای انتخاب کلاس و فعالیت کودک

وقتی می‌خواهید فرزندتان را در کلاس برنامه‌نویسی، رباتیک، زبان، هنر، AI یا هر فعالیت دیگری ثبت‌نام کنید، فقط نپرسید: «چه چیزی به او یاد می‌دهند؟»

یک سؤال مهم‌تر هم بپرسید: «کودک در این کلاس مجبور است چه کاری را خودش انجام دهد؟»

آیا سؤال می‌پرسد؟ مسئله حل می‌کند؟ تصمیم می‌گیرد؟ چیزی می‌سازد؟ با دیگران همکاری می‌کند؟ شکست می‌خورد و دوباره تلاش می‌کند؟ ایده خودش را ارائه می‌دهد؟

کلاسی که فقط اطلاعات بیشتری وارد ذهن کودک می‌کند ممکن است از کلاسی که او را مجبور به فکرکردن، ساختن و اصلاح‌کردن می‌کند ارزش آینده کمتری داشته باشد.

جمع‌بندی؛ چیزی مهم‌تر از «بلدبودن AI»

کودکان امروز باید هوش مصنوعی را بشناسند. باید بفهمند چگونه از آن استفاده کنند و احتمالاً بسیاری از آنها در آینده با ابزارهایی کار خواهند کرد که بسیار قدرتمندتر از AI امروز هستند.

اما اگر تمام تمرکز ما روی یاددادن ابزار باشد، ممکن است مهم‌ترین قسمت آماده‌سازی کودک برای آینده را فراموش کنیم.

ابزار تغییر می‌کند.

اما کودکی که بتواند سؤال خوب بپرسد، مسئله را تجزیه کند، اطلاعات را نقد کند، ایده بسازد، شکست را تحمل کند، خودش را مدیریت کند، با دیگران همکاری کند و فناوری را آگاهانه به کار بگیرد، احتمال بیشتری دارد که با نسل بعدی ابزارها نیز سازگار شود.

در مقاله «آموزش هوش مصنوعی به کودکان؛ از چه سنی شروع کنیم؟» درباره پایه‌هایی مانند تفکر الگوریتمی، تفکر نقادانه و سواد AI صحبت کردیم و در مقاله «آیا هوش مصنوعی مغز بچه‌ها را تنبل می‌کند؟» دیدیم که چرا نباید فرایند فکرکردن را زودتر از موعد به ماشین بسپاریم.

این مقاله حلقه سوم همان مسیر است: AI را از کودک نگیریم؛ مهارت‌هایی بسازیم که باعث شوند کودک از AI بهتر استفاده کند.

شاید بهترین تعریف برای «کودک آماده آینده» همین باشد: کودکی که بدون AI می‌تواند فکر کند و با AI می‌تواند بهتر بسازد.

28 شهریور 1405 - نویسنده : باهوشک

لطفاً شما هم امتیاز دهید !
( 1 رای ) 5 از 5

نظرات کاربران

پیام شما با موفقیت ارسال شد. منتظر تایید مدیریت باشید!
متن پیام الزامی است!